«دوستت دارم»
دوستت دارم...
چيزي نديدم
پي هر كسي كه رفتم آخرش به تو رسيدم ...
حالا كه رفتم و گشتم مي بينم تكي تو دنيا ...
نمي شه تو رو عوض كرد حتي با شباي رويا ...
انگار آسمون نمي خواست ماها رو با هم ببينه ...
يادته اون لحظه ي آخر زير اون بارون نم نم ...
دست من نبود از خودم با يه خورجين پر غربت پي سرپناه مي گشتم
ولي همه چيزم تو بودي ...
جنگلم ، كوهم، دشتم، زندگیم، هستییم و ...
عشقتو خواستم بذارم لاي دفتر خاطراتم اما ياد تو نذاشت ...
توي يك غروب جمعه اصل مطلبو نوشتم ...
که عزیزم بمان با من که با تو باشم...
دوستت دارم...
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: